همیشه از تـــــــو نوشتن برای من سخت است
که حس و حـــــال صمیمانه داشتن سخت است
چگونه از تو بگویم برای این همه کور!؟
چقدر ایــن همه دیدن برای مــــــن سخت است
خرابه ی دل من را کسی نمی سازد
که بر خرابه ی دل، خـــانه ساختن سخت است
برای من که پر از زخم آشنایی هایم
رفـــــیق دیـــــگر نـــــــا آشنا شدن سخت است
به هیچ قانعم از مهر دوستان هرچند
به هیـــــچ این هــمه سرمایه باختن سخت است
نقابدار خودی را چگونه بشناسیم
در این زمانه که خــــود را شناختن سخت است
قبول کن دل بیچاره ام که می گوید:
که پشت پـــا به زمین و زمان زدن سخت است
برای پیچک احساس بی خزان سهیل
همیشه گشـــــتن و هرگز نیــــافتن سخت است
عزیز دل همه جا آسمان همین رنگ است






كنارم باش تا هميشه!
مي خواهم تو تنها كسي باشي كه در گوشم عاشقانه نجوا كرد.
تو را به لحظه هاي دير پاي غم به شاديهاي كوچكم ميخواهم
ميخواهم بهانه ي ساده ي نفس كشيدنم باشي
مي خواهم باشي تا در روزگارم تكراري شوي تا چشمانم به بودن تو خو
كنند
و نگاهم در نگاهت جا بماند.
گر چه ميگويي تا ابد در دل تنهايي ام مي مانم اما چقدر امروز به
وجودت نيازمندم.
كاش هميشه فرصت ديدارت بود
تااين دل سرگردان در شمارش لحظه هاي انتظارش
اينگونه دست و پا نزند.
از چه بگويم خوب من تا كي حرفهاي نا گفته گلوي سخن را فشارم ومن
هيچ نگويم.






لالائي چشمان تو آهسته خوابم ميكند
وقتي كه مهمان غزل يا شعر نابم ميكند
در روشناي آبي احساس تو گم ميشوم
چشم تو وقتي آشنا با آفتابم ميكند
دستان سبز رويشت هر روز ميسازد مرا
ياد تو مي آيد ولي هر شب خرابم ميكند
باور نداري ؟ قافيه با پاي تو سر ميرسد
من شعر ميگويم ولي او انتخابم ميكند
او انتخابم ميكند يادت خرابم ميكند
عقلم جوابم مي كند عشقت مجابم مي كند
اي شعرهايم رام تو دلبوسه ي آرام تو
بر گونه هاي شعر من از شرم ابم ميكند
من با مسيح چشم تو غرق پرستش مي شوم
يا بر صليبم ميكشد يا مستجابم ميكند






عشق چیست؟؟؟؟
چون به دریا رسیدند گفت : طوفانی شدن!!!
ابر: جوابشان داد: باریدن، تا از درخت پرسیدند گفت: خشکیدن،
زمانی که کوه را دیدند گفت: آتشفشان،گفتند آتش : گفت خاکسترشدن،
و انسان:گفت: ::::
عشق یعنی طوفانی شدن و باریدن و سپس
خشکیدن و سوختن و در نهایت خاکستر شدن!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!









