تبليغاتX
عاشق تنها(نجاتم بده)
 
زجر عشقي كشيده ام كه مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس
 
 
با سلام خدمت دوستاي عزيزم.من حدود ۴ماه نبودم يعني مشكلي برام پيش اومده بود كه شكر خدا حل شد.حالا اومدم و در خدمتم.
 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 

همیشه همینطور است
یکی می ماند
تا روزها و گریه را حساب کند
یکی می رود
تا در قلبت بماند تا ابد
اشک هایت را پشت پایش بریزی
رسم رویاها همین است
که تنها بمانی با اندوه خویش
روزها و گریه ها را
به آسمان خالی ات سنجاق کنی
باید باور کنی که بر نمی گردد
که بگویی چقدر شب ها سر بی شام گذاشته ای
تا بتوانی هر صبح
با یک شاخه گل ارزان
منتظرش بمانی.

 

 

 

 

عشق يعني حسرت شبهاي گرم  

 

   عشق يعني ياد يک روياي نرم

 

عشق يعني يک بيابان خاطره   

 

   عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

 

عشق يعني گفتني با گوش کر 

 

   عشق يعنب ديدني با چشم کور

 

عشق يعني تا ابد بي سرنوشت  

 

   عشق يعني آخر خط بهشت

 

عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها  

 

   عشق يعني آبي بي انتها

 

عشق يعني يک سوال بي جواب     

 

   عشق يعني راه رفتن توي خواب

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 
 

     باران...

چقدر قشنگه که يکی تو رو بخواد.


  
با تموم وجودش.


  فقط تو رو.


 
فقط در چشمش تو بهترين باشی.


 چقدر قشنگه وقتی دل تنگت می شه.


 
وقتی بهت می گه عزيزم می دونی واقعا عزيزشی.


 اون وقت تموم وجودت گرم می شه.


 
چقدر پاکی اين عشق قشنگه.


 چقدر زندگی شيرين می شه حتی اگه هيچی هيچی نداشته
باشی و

 اون باشه.

چقدر قشنگه که حاضره بميره اما خار توی پات نره.


 
حاضره واسه يه خندت جونشم بده.


 با کاراش،با حرفاش بهت می گه دوستت دارم.


داره. اون وقتاست که آدم فکر می کنه يه تکيه گاه.


 يک تکيه گاه برای آرميدن.


بسپاری برای اينکه وجودتو ، روحتو ، عشقتو ، قلبتو بهش


 .....و و مطمئن باشی که هيچ وقت قلبتونمی شکنه

 

در اوج نگاهت چيزی ديدم

که در چشمان هيچ کس نديدم

در طنين صدايت زمزمه ای شنيدم

که در هيچ صدايی نشنيدم

در نوازش دستان گرمت حسی را چشيدم

که در هيچ نوازشی نچشيدم

از کلامت عطری را بوييدم

که در هيچ کلامی نه بوييدم

از نگاهت سادگی را ديدم

از صدايت صداقت را شنيدم

از نوازش دستان گرمت عشق را چشيدم

از کلامت  محبت را بوييدم

و حال با کلامم پاسخ عشق پاکت را می دهم

و می گويم دوستت دارم

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی


تو بهوونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی




تو امید انتظاری تو دلای ناامید


مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید


چه غریبونه گذشتند جمعه های سوت و کور


هنوزم اما نرسیدی ای تجلی ظهور




با تو ام، با تو که گفتی، تکیه گاه عاشقایی


میدونم یه دنیا نوری، ساده ای، بی انتهایی



مث لالایی بارون، تو کویر بی صدایی


تو خود عشقی، میدونم، ناجی فاصله هایی





تو همون حس غریبی که همیشه با منی


تو بهوونه یه هر عاشق باسه زنده بودنی




تو امید انتظاری تو دلای ناامید


مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید




عمریه دلم گرفته گله دارم از جدایی


غایب همیشه حاضر تو کجایی، تو کجایی


تو کجایی، تو کجایی

منم همون که از چشات بازم می خونه


با اینکه بی معرفتی به پات می مونه


منم همون که آخرش سوختم و ساختم


تموم زندگیمو من پای تو باختم



ما دو تا واسه نفرین کردن، نمی خونیم، نمی خونیم


طلب عشقمونو گدایی، نمی دونیم، نمی دونیم


بزار همه ببینن می تونیم دو نفری یکی باشیم


بیا تا کنار همدیگه، نگیم من و بیا ما شیم



دلم نمی خواد که بگم تلافی کردم


مگه عاشقی جرمه که بگم خلافی کردم


من اهل نفرین نبودم، برات می مردم


کم نبودن شبهایی که غصه ات و خوردم



ما دو تا واسه نفرین کردن، نمی خونیم، نمی خونیم


طلب عشقمونو گدایی، نمی دونیم، نمی دونیم


بزار همه ببینن می تونیم دو نفری یکی باشیم


بیا تا کنار همدیگه، نگیم من و بیا ما شیم


ما دو تا واسه نفرین کردن، نمی خونیم، نمی خونیم


طلب عشقمونو گدایی، نمی دونیم، نمی دونیم


بزار همه ببینن می تونیم دو نفری یکی باشیم


 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 
         

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.....

 

فرشته پری به شاعر داد و شاعر،شعری به فرشته...

 

شاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت....

 

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت...

 

خدا گفت:دیگر تمام شد....دیگر زندگی برای هر دو دشوار می شود....

 

زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود زمین برایش کوچک است.....

 

و فرشته ای که مزه عشق را بچشد،آسمان برایش کوچک .....

                 

وقتي تو ته شبي  فکر نکن من روشنم

 

وقتي که پر از غمي فکر نکن من بي غمم

 

هنوزم تنگ دلم بي تو بي رنگ دلم

 

اگه حرف نمي زنم  فکر نکن سنگ دلم

 

همه دنيام مال تو همه غمهات مال من

 

همه رويام مال تو همه دردات مال من

 

وقتي شادي گم ميشه تو نگاه ناز تو

 

باز سكوت مهري ميشه رو لباي باز تو

 

و قتي بي روح نگا ت يا نمي خنده لبات

 

مي سوزم در تب تودو ست دارم بشم فدات

 

همه دنيام مال تو همه غمهات مال من

 

همه رويام مال تو همه دردات مال من

 

همه دنياي مني  همه روياي مني

 

تو شباي بي کسيم ماه بيتاي مني

 

تو گل ياس مني همه احساس مني

 

گو هر وجودمي تو تک الماس مني

          

                 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 

                                                      

 

                                                     

    

 هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوستت دارم... 

 

  ميدوني اينجوري خوبيش چیه؟؟؟ 

 

 خوبیش اینه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي 

 

 باز من يه دونه دوستت دارم 

 

    

 

  عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یه نفر و 

 

 

  بزرگ کردن یه نفر به اندازه یه دنیا 

 

            

                               

    

 

                                                 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 

 

یادته برات نوشتم

اگه عاشقم نباشی … الهی بمیری

اگه دوستم نداشته باشی … غیر من کسی رو داشته باشی … الهی بمیری

بعدش برات نوشتم

همه رو دروغ نوشتم … خودم بمیرم

اگه تو یه روز خواسته باشی … که منو دوست نداشته باشی … خودم میمیرم

برات بمیرم … برات بمیرم

برات بمیرم … برات بمیرم

نبینی قهر خدارو … بدی های روزگارو

الهی نمیری …. الهی نمیری

بمونه سایت روی سرم … میدونی برات در به درم

الهی نمیری …. الهی نمیری

الهی نمیری …. الهی نمیری

وقتی تو چشات زل می زنم

با غم نگات فال می زنم

وقتی می بینم دوستم داری

از ته دلم داد می زنم … از ته دلم داد می زنم

اگه یه روزی فرشته ها

بخوان تو رو زودتر ببرن

به اونا میگم که از قدیم

ماهی رو با تنگش میبرن …ماهی رو با تنگش میبرن

الهی نمیری …. الهی نمیری

الهی نمیری …. الهی نمیری

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 
       

          

بي تو دلتنگي به چشمانم سماجت مي کند

واي ، دل چون کود کي بي تو لجاجت مي کند

اشتياق ديدن تو ميل خاموشي نکرد

هيچوقت عشقت به دل فکر فراموشي نکرد

عشق من با تو به ميزان تقدس مي رسد

بي حضورت دل به سر حد تعرض مي رسد

«دوستت دارم» براي من کلام تازه نيست

حد عشقت را برايم هيچ چيز اندازه نيست

در غياب تو غريبانه فراغت مي کشم

بر گذشت لحظه ها طرحي ز طاقت مي کشم

چشمهايم را نگاه تو ضمانت مي کند

گرمي دست مرا دستت حمايت مي کند

با تنفس در هواي تو هنوزم قانعم

ابتلاي سينه را اينگونه از غم مانعم

چشمهاي مهربان تو فراموشم نشد

هيچکس جز ياد تو بي تو هم آغوشم نشد

من تو را با التهاب سينه ام فهميده ام

    ساده گويم خويش را با بودنت سنجيده ام

              

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 
         

          

آمد  اما  در  نگاهش  آن  نوازشها نبود

چشم  خواب آلوده اش را مستی  رویا  نبود

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت

دل  همان دل بود  اما مست و بی پروا  نبود

در  دل بیزار  خود جز   بیم رسوایی  نداشت

گر چه روزی همنشین جز با من رسوا  نبود

دیدم آن چشم درخشان را  ولی در آن  صدف

گوهر  اشکی  که  من میخواستم  پیدا   نبود

بر لب  لرزان  من   فریاد  دل  خاموش   شد

آخر   آن   تنها   امید  جان  من  تنها   نبود

ای  نداده  خوشه  ای  زان   خرمن   زیباییم

تا   نبودی   در  کنارم   زندگی   زیبا   نبود

                  

                     

              

          آه چه سخت بود كه ما دو نفر با كمال تاثر و تحسر با چشمي اشگبار و قلبي

 

          لرزان از يك ديگر جدا شديم و هر دو نفر احساس كرديم كه ديگر دوستي

 

          ما پايان پذيرفته است. آخ كه رفتي و عهد هاي كه با من بينوا بسته بودي.

 

          شكستي هر وقت اسم تو در جلوي من برده ميشود بي اختيار تشنج

 

          و ارتعاش بر پيكر نحيف من مستولي ميگردد و آوازهاي شيرن تو

 

          در گوشهاي من طنين اندازميشود كاش ميدانستم چرا تو در نظر

 

          من اينقدر عزيز و دلر با بودي ؟ هيچكس بخوبي من تو را نميشناسد

 

          و بر بدايع خلقت تو پي نبرده است آه كه هر قدر براي تو ماتم بگيرم

 

          و گريه  و زاري نمايم زرهاي نتيجه بخش و مفيد واقع نخواهد شد.

 

          روز اول تنها در يك نقطه معيني دور از چشم مردم يك ديگر را ملا قات

 

          كرديم.  و اينك نيز من تنها در فراق و هجران تو گريه نموده و دست

 

          بهم ميسايم و نميدانم اگر بعد از چندين سال به زيارت تو موفق شودم

 

          چگونه با تاثر و تحسر و چشم اشكبار مثل روز اول آشناي تو را

 

                                     در آغوش بگيرم؟

 

            

 

                 

                           

                   

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 
 

بي تو من تنهام

از دست تو نيست دل من از گريه پره 

    مث تو طاقت نداره واسه تو هردم مي باره

   ديگه اشكاي من طاقت مونـدن نـدارن

 نباشي بي توبازميميرن ميريزن بي توهردم مي بارن

تو تموم دنيامي تو تموم حرفامي تو همه لحظه گرم عاشق بودني

يه ستاره داره چشمك ميزنه از آسمون

داره دلمو مي بره بـه يـه جاي بي نام و نشون

اون ستاره همون چشماي تويه تو آسمون

 داره  پــرپــر ميــزنـــه دلـــم واســه ديــــدن اون

تو تموم دنيامي تو تموم حرفامي تو همه لحظه گرم عاشق بودني

منتظرتم عزيزم

ز دست تو نيست دل من از گريه پره 

   ديگه اشكاي من طاقت مونـدن نـدارن

 نباشي بي توبازميميرن ميريزن بي توهردم مي بارن

 

يه ستاره داره چشمك ميزنه از آسمون

داره دلمو مي بره بـه يـه جاي بي نام و نشون

اون ستاره همون چشماي تويه تو آسمون

 داره  پــرپــر ميــزنـــه دلـــم واســه ديــــدن اون

عزیزم تولدت مبارک

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 
                         

                 

 

                                دستهایت تکیه گاهم بود و نیست

عشق تو پشت و پناهم بود و نیست

 حیف!آن وقتی که عاشق شد دلم

    چیز سبزی در نگاهم بود و نیست

  عشق این سرمایه بازار دل

     آب این روی سیاهم بود و نیست

      یاد ان ایام مشتاقی بخیر

       عاشقی تنها گناهم بود و نیست

       

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 
سلام
 
                                              

                      

                                

           

                      

شب شد و باز هوای تو پیچیده توی خاطرم
چی کار کنم بیرون نمیره از سرم
نمی دونم به کی بگم ؟
دلم هوا خواه تو بود
بعد خدا به زیر گنبد کبود
نمی دونم چطور دلم اسیر زندون تو شد
طفلی دلم که بی خبر
نا خونده مهمون تو شد
نفهمیدم برق نگات
شمع یه خونه ی دیگست
نمی دونستم که سرت
مونده رو شونه ی هوس
اگه تو پیشم بمونی
یه جون تازه می گیرم
اگه تو با من بمونی
همیشه برات میمیرم
میمیرم بی تو میمیرم !

                                          
 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ادامه مطلب ... | 
 
 
 

     

تقدیم به تو که هرگز نیافتمت به دنبالت می گردم

ای گمشده ی روزها و شبهای من ؟

نیستی؟کاش بودی تا سر بر شانه ات می گذاشتم... تا میگریستم ...

 ز دست این دنیای بی وفا

 که مرا اینگونه کرد ... آری ...کاش می یافتمت ...

 کاش چشمانم را می بستم و می گشودم      

و تو را احساس می کردم...حال که نیستی هر جا هستی خوش باشی...

     

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 
 

             

 

در دل افق های زمان

در دل تنگ و سیاه غم من

چه نوایی بر پاست

چه خروشی؟

چه صدایی؟

هیجانی بی مرز...

لحظه ام خالی شد

اوج من بودن من

کوشش و پر زدن و رویایم

آه ای نقطه پایان شب غم هایم

زندگی زیبا شد

روح من دریا شد

پیش چشمان ترم

باز دریغ

              لحظه پا بر جا شد

ذهن خود می شویم

تا تهی گردم از این رنج مدام

هیچ کس سنگ صبور دل من نیست

چه باک

این قلم این ورق و خط هایم

   می نگارم  ای کاش....

                               هیچ دنیا زیباست.

 

                

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 

تقدير را در گوشه اي از زندگي ام باختم با ياد چشمان تو با درد غربت ساختم اي کاش من هم مثل تو محو تماشا مي شدم يا مثل فکر آبي ات همرنگ دريا مي شد...

 

عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن....

 

عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چواحسان پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون کندن به دست عشق يعني زاهد اما بُـت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يک شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني يک تبلور يک سرود عشق يعني يک سلام و يک درود

 

   

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها
 
 
 
   

 برید بقیه شو ببینید.....

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ادامه مطلب ... | 
 
 
 
     

                                     صحبت ازپژمردن یک برگ نیست...

                          فرض کن مرگ قناری در قفس هم ،مرگ نیست.

                  فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نبود،هرگز نیست.

                فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست....در کویری سوت و کور.

           صحبت از پژمردن یک برگ نیست،صحبت از مرگ محبت ، مرگ عشق.

                                       گفتگو از مرگ انسانیت است..

                                  گوش کن صدای ظلمت را می شنوی؟

                                من غریبانه به این خوشبختی می نگرم....

               من به نومیدی خود معتادم...گوش کن وزش ظلمت را می شنوی.

                                من غریبانه به این خوشبختی می نگرم....

 

                                                                   

 

                         

 

                                                            

              

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ادامه مطلب ... | 
 
 
 
گفتم بمان بهر خدا... گفتي خداخافظ
گفتم ببر با خود مرا... گفتي خداحافظ

گفتم تو از من در مسيرِ روشن ِ پيوند آخر چه ديدي جز وفا ... گفتي خداحافظ
گفتم نمي خواهي مرا؟! باشد.. نخواه.. اما ايکاش مي گفتي چرا... گفتي خداخافظ
گفتم برو! باشد! خدا يارت... به ديدارت مي آيم .. اما کي؟ کجا؟ گفتي خداخافظ
اي واي از دلبستگي.. اي داد از عادت... معتاد خود کردي مرا.. گفتي خداحافظ

                                         

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

                                        

قلبم محکوم شد به ساده بودن ... غرورم محکوم شد به خونسرد بودن ...... احساسم محکوم شد به کم حرف بودن ... دلم محکوم شد به گوشه گير بودن ..... چشمانم محکوم شد به مهربان بودن ...... دستهايم محکوم شد به سرد بودن .... پاهايم محکوم شد به تنها رفتن ... آرزوهام محکوم شد به محال بودن .... وجودم محکوم شد به تنها بودن .... عشقم محکوم شد به محبوس بودن .... و اما امروز تو عشق من محکوم ميشوي به خاطر اسير بودن

                                        

روزي پرسيدمش با بي قراري كه كس ديگري را دوست داري در حالي كه اشك در چشمانش بود گفت آري!!!
روزي او از من پرسيد براي چه زنده هستي در حالي كه در دل مي گفتم براي تو گفتم براي هيچ .
روزي من از من پرسيد براي چه زنده هستي گفت براي كسي كه براي هيچ زنده است .
نضر شما در باره جمله زير چيست :
عاشق ماندن از عاشق شدن سخت تر است

                                         

     

               


 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ادامه مطلب ... | 
 
 
 
دوش در حلقه ما قصه گيسوي تو بود     تا دل شب سخن از سلسله ي موي تو بود

دل كه از ناوك مژگان تو در خون گشت    باز مشتاق كمانخانه ابروي تو بود.............

پرنده اي رو که دوست داري رهاش کن...اگه عاشقت باشه برمي گرده...وگرنه بدون

هيچ وقت عاشقت نبوده...پرنده ي من هيچ وقت بر نگشت

 

   

                                   

 

              

 بريد ادامه مطلب....

   

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ادامه مطلب ... | 
 
 
 
              

سلام الهه ی رویاهام... چه عجب! بعد نود روز به خوابم اومدی... نمیدونی چی کشیدم تو این مدت... همون بهتر که نیستی تا شاهد پرپر شدن کسی باشی که زمانی تنها تک سوار عاشقت بود... الان میدونم یکی رو داری که بیشتر از من هوا تو داره... درسته غمگینم از بی تو بودن و همش انتظار واهمی دارم... ولی اینو بدون که از یک طرف خوشحالم چون خبری ازت نیست و من این بی خبری را به فال نیک می گیرم... تو خوشبختی مگه نه...؟ منم آرزوم همینه خوشبختی تو...چه با من که نمیشه گفت... ولی با یکی دیگه هم لحظات قشنگی را سپری کنی... به خدا واسم یک دنیاست... منم خوشحال میشم که یکی دیگه بیشتر از من دوستت داشته 

 باشه و تو رو به آرزوهایی که همیشه ازشون صحبت میکردی برسونه... ولی اگه باهات نامهربون باشه و تو این بی خبریها تو هم غمگین باشی دلم بیشتر ترک برمیداره... آهان یادم اومد واسی چی این وقت شب! شب که نمیشه گفت این وقت سحر به یاد تو افتادم... چند دقیقه پیش به خوابم اومده بودی و منو خوشحال کردی یک لحظه از دور دیدمت... مثل همیشه نگایی غریبانه بهم داشتی... نزدیک تر شدی بهم و این دفعه بر خلاف همیشه زل زدی تو چشمام و گفتی این قدر بد بودم که از یادت رفتم و منو فراموش کردی...! تعجب کردم...! من فراموشت کردم... منی که زندگیم شده رویا تو... وای خدای من چقدر قشنگه امشب... گریه ام گرفته نازنینم...بغضم ترکید... ای خدا دیگه این قدر بدبخت و حقیر شدم که فقط باید منتظر باشم کی به خوابم میاد... ای خدا نمی بخشمت... خدا چرا من؟ آخه چرا منو عاشقش کردی؟ خدایا من دیگه طاقت ندارم... بکش منو دیگه... راحتم کن دیگه... ای خدا من دلم برای مهربونم تنگ شده... می فهمی خدا چی میگم... با توئم خدا... کسی دیگه که اینجا نیست...من هستم و خلوت خودم و تو ای خدا... من جواب سوالاتم را از کی بگیرم...؟ جوابمو ندادی... تو هم قهری باهام...؟ 


     

                            

   بريد تصاويرو ببينيد و به اين تنها نظر بديد....

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ادامه مطلب ... | 
 
 
 

pctfx3.1

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب